تبليغاتX
زیما آزما

زیما آزما

خدای خوشمزه

 

و در دنیا مردمانی چنان گرسنه هستند که خدا را

جز به شکل تکه نانی نمی‏بینند.

+جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت8:50اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |
...بازم عکس ...

+جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت12:50اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |
یا بکش یا داغ کن... یا بشین فریاد کن!

سلام

دور از جونتون دیروز بعد از دو هفته درد مداوم دندون 6 پایین سمت راست، رفتم دکتر...

البته دندون من 3 تا پایه داشت

البته هفته ی گذشته هم رفتم پیش دکتر و گفت دندونت از زیر پوسیده شده و متوجه نشدی و حالا هم عفونت کرده، اول باید چرک خشک کن بخوری و بعد بیای تا ببینم باید چیکارش کنم چون دیواره های سالمی داره و حیفه همینجوری روش تصمیم بگیریم... سرتون رو درد نیارم .... رفتم عکس گرفتم و 3 بسته کپسول آموکسی کلاو خوردم که بابای هرچی چرک هست رو بسوزونم ... خلاصه دیروز با دلهره ای که اصلا به رو خودم نمی آوردم رفتم دکتر و قرار شد که دندون من فلک زده رو عصب کشی کنن.. آقا چشمتون روز بد نبینه، هر چی با اون مته ی وحشتناکش دندون این حقیر رو میتراشید و با سوزن توی عصبهاش فرو میکرد، متاسفانه خبری از درد نبود ومعنیش این بود که کار از کار گذشته و عصبهای دندونم به رحمت خدا رفتن و باید دندونم رو میکشیدم.!

عین همین یکی شده بود یه وصله ی ناجور!

نمیدونید تا اون لحظه چطوری خودم رو قانع کرده بودم که این دکتره خوب عصب کشی میکنه و درد نداره و کارش تمیز و بادقته و از این جفنگیاتی که با اون قوت قلبی به خودم داده باشم و حالا دیگه این درد رو باید کجای دلم میگذاشتم؟ دل رو به دریا زدم و مثل رابینهود گفتم همین الان تا میتونید برام بی حسی بزنید و بکشیدش که دیگه حوصله ی درد ندارم. آقای دکتر مهربون هم با دقت هر چه تمامتر دندونم رو با ظرافت هر چه تمامترترترتر کشید

وقتی دندون رو دیدم ازش حالم بهم خورد. آخه پایه اش از حالت استخونی خارج شده بود و بخاطر عفونت مثل دنبه شده بود( به اصطلاح خود دکترا)

بی زبون سوری جونم از دیشب تا حالا مثل بنز کنارم بیدار نشسته که مبادا من توی خواب دندونم اذیتم کنه و درد بکشم ....... خدا حقش رو گردنم حلال کنه... چه اونهایی که خودم فهمیدم و چه اونهایی که نفهمیدم.... حالا تازه یه کم خوابش برده

القصه اینکه حالا یه چند تا دندون دیگه ام هم هست که یه خورده کار داره که باید همین روزها برم دنبالش. بقول دکتر یکی از دندونهام که فدا شد ، باید مواظب بقیش باشم ......

شما هم خیلی به فکر دندونهاتون باشی که از اون مهمتر فکر نمیکنم دیگه چیزی باشه.آخه به تمام معنا همه  جای آدم رو تحت تاثیر قرار میده.باور کنین راست میگم...

حالا دیگه تا ابد رنگ اون دندون اصلیم رو نمیبینم

+یکشنبه دهم آذر 1387ساعت6:38اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |