تبليغاتX
زیما آزما

زیما آزما

سالروز بزرگداشت عمر خیام گرامیباد

هرگز دل من ز علم محروم نشد 

کم ماند ز اسرار ازل که معلوم نشد 

هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز

معلومم شد که هیچ معلوم نشد

 

 

+دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت16:48اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |
المثنی
 

   اصل زندگی را گم کرده بود دنبال المثنای آن میگشت !!

+سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت16:24اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |
پر پروازم چیست !
 

                     پر من باز ولی رفته ز یادم پرواز 

                                                        ***

                                                              من که پرواز ندانم چه کنم با پر باز ؟!

کاش ابری بودم

+جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت6:55اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |
زندگی مسالمت آمیز
 

 

           بین سیم و سیمکش همیشه کشمکش است زندگی مسالمت آمیز یعنی همین !

 

+جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت18:36اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |
رئیس جمهور سیاه

 

كتاب «رئيس‌جمهور سياه» اثر‌ «مونتيرو لوباتو» كه با مرگ نويسنده‌اش در 60 سال پيش فراموش شده بود، با انتخاب «باراك اوباما» به ‌عنوان رئيس‌جمهور آمريكا در صدر پرفروش‌هاي برزيل قرار گرفت.

«مونتيرو لوباتو» نويسنده برزيلي رمان «رئيس‌جمهور سياه» كه سال 1948 از دنيا رفت، در اين كتاب ماجراي زندگي «جيم روي» سياه‌پوستي را نقل كرده كه بعدها به هشتاد و هشتمين رئيس‌جمهور ايالات متحده آمريكا مي‌شود.
انتخاب «باراك اوباما» به‌عنوان نخستين رئيس‌جمهور سياه در كاخ سفيد توجه مردم برزيل را به اين اثر فراموش‌شده بازگردانده و آن را در صدر پرفروش‌هاي امروز كتاب اين كشور قرار داده است.
كتاب «رئيس‌جمهور سياه» نوشته‌‌ اين نويسنده برزيلي كه عموما به نوشتن كتاب كودك علاقه داشت، در سال 1926 منتشر شد و رواي داستاني آن به پيش‌گويي مسائلي در آينده مي‌پردازد. در اين كتاب انتخابات سال 2228 آمريكا را نشان مي‌دهد كه در آن «روي» در مقابل رقيب خود «اولين آستر» برنده مي‌شود.
«لوسيا ماچادو» ناشر اين كتاب گفته است: « واقعا اتفاق عجيبي است و جداي اين كه رئيس‌جمهور سياه است، جالب اين است كه رقيب وي نيز در كتاب يك زن است. »
وي در ادامه گفت:‌«آمريكا در حال برگزاري انتخابات بود و ما از اين موقعيت استفاده كرديم و كتاب را دوباره منتشر كرديم و وقتي اوباما با هيلاري كلينتون در رقابت بودند، اين كتاب حسابي فروش كرد.» «مونتيرو لوباتو» همچنين در اين كتاب تكنولوژي اينترنت را نيز پيش‌بيني كرده بود. به قدرت رسيدن چين در جهان و كشف نفت در برزيل نيز از ديگر پيشگويي‌هاي اين نويسنده برزيلي است. انتخاب رئيس‌جمهور سياه در كتاب «مونتيرو لوباتو» در نهايت به يك جنگ نژادي تبديل مي‌شود
.

باراک حسین اوباما 

+جمعه چهارم بهمن 1387ساعت15:16اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |
بیصدا شکن قانون را ....
 

 

برای اینکه قانون را بی صدا بشکند

 از صدا خفه کن استفاده میکرد !!

+سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت8:4اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |
حرف تازه

 

 

میخواستم حرف تازه ای گفته باشم تکیه کلامم شد

" تازه " !

+جمعه سیزدهم دی 1387ساعت9:55اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |
خدای خوشمزه

 

و در دنیا مردمانی چنان گرسنه هستند که خدا را

جز به شکل تکه نانی نمی‏بینند.

+جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت8:50اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |
...بازم عکس ...

+جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت12:50اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |
یا بکش یا داغ کن... یا بشین فریاد کن!

سلام

دور از جونتون دیروز بعد از دو هفته درد مداوم دندون 6 پایین سمت راست، رفتم دکتر...

البته دندون من 3 تا پایه داشت

البته هفته ی گذشته هم رفتم پیش دکتر و گفت دندونت از زیر پوسیده شده و متوجه نشدی و حالا هم عفونت کرده، اول باید چرک خشک کن بخوری و بعد بیای تا ببینم باید چیکارش کنم چون دیواره های سالمی داره و حیفه همینجوری روش تصمیم بگیریم... سرتون رو درد نیارم .... رفتم عکس گرفتم و 3 بسته کپسول آموکسی کلاو خوردم که بابای هرچی چرک هست رو بسوزونم ... خلاصه دیروز با دلهره ای که اصلا به رو خودم نمی آوردم رفتم دکتر و قرار شد که دندون من فلک زده رو عصب کشی کنن.. آقا چشمتون روز بد نبینه، هر چی با اون مته ی وحشتناکش دندون این حقیر رو میتراشید و با سوزن توی عصبهاش فرو میکرد، متاسفانه خبری از درد نبود ومعنیش این بود که کار از کار گذشته و عصبهای دندونم به رحمت خدا رفتن و باید دندونم رو میکشیدم.!

عین همین یکی شده بود یه وصله ی ناجور!

نمیدونید تا اون لحظه چطوری خودم رو قانع کرده بودم که این دکتره خوب عصب کشی میکنه و درد نداره و کارش تمیز و بادقته و از این جفنگیاتی که با اون قوت قلبی به خودم داده باشم و حالا دیگه این درد رو باید کجای دلم میگذاشتم؟ دل رو به دریا زدم و مثل رابینهود گفتم همین الان تا میتونید برام بی حسی بزنید و بکشیدش که دیگه حوصله ی درد ندارم. آقای دکتر مهربون هم با دقت هر چه تمامتر دندونم رو با ظرافت هر چه تمامترترترتر کشید

وقتی دندون رو دیدم ازش حالم بهم خورد. آخه پایه اش از حالت استخونی خارج شده بود و بخاطر عفونت مثل دنبه شده بود( به اصطلاح خود دکترا)

بی زبون سوری جونم از دیشب تا حالا مثل بنز کنارم بیدار نشسته که مبادا من توی خواب دندونم اذیتم کنه و درد بکشم ....... خدا حقش رو گردنم حلال کنه... چه اونهایی که خودم فهمیدم و چه اونهایی که نفهمیدم.... حالا تازه یه کم خوابش برده

القصه اینکه حالا یه چند تا دندون دیگه ام هم هست که یه خورده کار داره که باید همین روزها برم دنبالش. بقول دکتر یکی از دندونهام که فدا شد ، باید مواظب بقیش باشم ......

شما هم خیلی به فکر دندونهاتون باشی که از اون مهمتر فکر نمیکنم دیگه چیزی باشه.آخه به تمام معنا همه  جای آدم رو تحت تاثیر قرار میده.باور کنین راست میگم...

حالا دیگه تا ابد رنگ اون دندون اصلیم رو نمیبینم

+یکشنبه دهم آذر 1387ساعت6:38اونی که زحمت کشیده کسی نیست جز آقا مهدی |